روانه کردن
معنی انگلیسی
send
واژههای انگلیسی با این معنی
- dismiss روانه کردن، مرخص کردن، بيرون کردن
- dismissible روانه کردن، مرخص کردن، بيرون کردن
- direct laying روانه کردن مستقيم
- layihg azimuth گراي روانه کردن لوله توپ
- indirect fire روانه کردن غير مستقيم (توپخانه)
- gun pointing data عناصر مربوط به روانه کردن توپ (دريايي)، عناصر تيراندازي
- pip matching روش بصري روانه کردن آنتن رادار در ارتفاع، و سمت
- send فرستادن، روانه کردن، گسيل داشتن
- dispateh فرستادن، روانه کردن، گسيل داشتن
- back sight method روش نشانه روي متقابله، روش روانه کردن متقابله
- reciprocal laying نشانه روي متقابله، روانه کردن متقابله توپها
- detach جداکردن، سواکردن، روانه کردن
- detachably جداکردن، سواکردن، روانه کردن
- discard دورانداختن، ردکردن، دست کشيدن از
- direct fire آتش مستقيم، تير مستقيم (توپخانه)، هدايت کردن آتش
- tergiversating گرداندن، برگرداندن، وارونه کردن
- turn گرداندن، برگرداندن، وارونه کردن
- apostatizing دست از کيش خود کشيدن، مرتد شدن، گرداندن
- depart روانه شدن، رفتن، حرکت کردن
- exited روانه شدن، رفتن، حرکت کردن