له کردن معنی انگلیسی crush mash pound pulverize squash واژههای انگلیسی با این معنی crush له کردن، خردکردن، شکست دادن granulize له کردن، خردکردن، شکست دادن squish صداي شکستن يا پرتاب چيزي، له کردن، خورد کردن. press فشار دادن، له کردن، چلاندن bruise کوفته کردن، له کردن، کوبيدن squeeze فشردن، له کردن، چلاندن elide حذف کردن، له کردن، ترخيم کردن squelch خرد کردن، له کردن، ساکت کردن squoosh آب لمبو کردن، له و آبکي کردن، رجوع شود به slosh trample پايمال کردن، پامال کردن، زير پا له کردن overwhelm سراسر پوشاندن، غوطه ور ساختن، مستغرق کردن hug در اغوش گرفتن، بغل کردن، در ميان پا فشردن contuse کوفتن، ضربت زدن، کوفته کردن overmaster از پا درآوردن، شکست دادن، مطيع کردن pulverize ساييدن، نرم کردن، نرم کوبيدن M. مخفف کلمات زير است:، ميکروکوکوس، تيره اي از ميکربهاي خانواده ميکرو tinct. = tincture، تنتور، محلول الکلي يا هيدروالکلي که از يک داروي