متروک معنی انگلیسی castoff desolate forlorn forsaken Godforsaken obsolete واژههای انگلیسی با این معنی ghost town شهر متروک. obsolescence-free دستگاه متروک cast off بيرون انداخته شده، متروک، مردود quitclaimed واگذارده، متروک، مهجور unconstrained واگذارده، متروک، مهجور ungoverned واگذارده، متروک، مهجور derelict واگذارده، متروک، بي صاحب deserted واگذارده، متروک، ويران abandoned واگذارده، متروك، مهجور obsolete مهجور، متروک کهنه، غير معمول lay by کنار گذاردن، متروک کردن، ذخيره کردن castoff رانده، مطرود، متروک desolater ويران گر، ويران کننده، متروک کننده . desolator ويران گر، ويران کننده، متروک کننده . desert بيابان، دشت، صحرا godforsaken بيابان، دشت، صحرا tergiversated بيابان، دشت، صحرا lorn بيچاره، پريشان، بي کس forlorn بيچاره، پريشان، بيکس apostatized از دين برگشته، دست از کيش خود کشيده، مرتد شده lonelier تنها، بي کس، غريب loneliest تنها، بي کس، غريب lonely تنها، بي کس، غريب bleak باز، بي پناه، چول