متورم معنی انگلیسی swollen tumescent tumid turgid واژههای انگلیسی با این معنی ventricose متورم، يک طرفه، بادکرده strumous متورم، داراي تورم بالشي. tumefactive متورم، اماس دار. adipoma پيه متورم، غده پيهي، ورم چرب belly out متورم شدن، شکم دادن inflater متورم کننده . tumidly به طور متورم يا آماسيده، با آب و تاب swollen بادکرده، متورم، گزاف turgescent آماس کننده، متورم tumefy آماس کردن، متورم شدن، باد کردن bulge out پف کردن، متورم شدن، شکم دادن inflated باد کرده، پف کرده، متورم tumorous دشپل دار، دشپلي، متورم heave بلندکردن، کشيدن، متورم کردن tumify باد کردن، آماس کردن، متورم ساختن gouty نقرسي، نقرس دار، بادکرده bulgy برآمده، شکم دار، محدب bulge برآمدگي شکم، شکم دادن، باد کردن knobbed قپه دار، دگمه دار، گره دار tumid باد کرده، آماس کرده، آماسيده swelling اماس، باد، ورم swell بادکردن، بالا امدن، بزرگ شدن