مسدود کردن معنی انگلیسی bar block choke clog close obstruct plug shut stop واژههای انگلیسی با این معنی bulid up با سنگ يا آجر مسدود کردن، روکش کردن، نوسان کردن obstruct بستن، مسدود کردن، مانع فراهم کردن براي obstructor بستن، مسدود کردن، مانع فراهم کردن براي occlude بستن، مسدود کردن، گرفتن obtruate بستن، مسدود کردن obturate بستن، مسدود کردن oppilate بستن، مسدود کردن calker بتونه کاري کردن، زيرپوش سازي کردن، مسدود کردن mure بشتن، گرفتن، مسدود کردن block بلوک، قالب، مسدود کردن tar down روکش گرفتن، بتونه مالي کردن، مسدود کردن سوراخها (دريايي) calk درز کشتي را گرفتن، آهني که به نعل ميزنند، نعل زدن bloc بنداوردن، انسداد، جعبه قرقره obstructive مانع، مانع فراهم کردن، مسدود کننده