هم چشمی
معنی انگلیسی
emulation strife
واژههای انگلیسی با این معنی
- rivalry هم چشمي، رقابت، (کوشش براي) برابري
- rivalship هم چشمي، رقابت، (کوشش براي) برابري
- emulation هم چشمي، رقابت، رشک
- emulous هم چشمي کننده، رشک برنده، غبطه خورنده
- emulative هم چشمي کننده، رقابت اميز
- emulator هم چشمي کننده، رقيب
- emolously از روي هم چشمي
- corrival هم چشمي کردن با، رقابت کردن با، برابري کردن با
- emulate هم چشمي کردن با، رقابت کردن با، برابري جستن با
- vie چشم هم چشمي کردن، رقابت کردن
- binocular fusion در هم آميزي ديد دو چشمي
- outrival در هم چشمي پيش افتادن از
- vier رقيب، هم چشمي کننده .
- compete رقابت کردن، همکاري کردن، هم چشمي کردن
- vid ببين، رجوع شود به، چشم و هم چشمي
- rival رقيب، حريف، هم چشم
- raced مسابقه، غشه، گردش
- races مسابقه، غشه، گردش
- Race مسابقه، غشه، گردش
- sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي
- eyestrings (تش.)، ضمائم چشمي که سابقا معتقد بودند هنگام، کوري ومرگ از هم گسيخته مي گردد.