کنار معنی انگلیسی aside beside by edge epi- front para- margin up shore side واژههای انگلیسی با این معنی abutment كنار، طرف، مرز lotus کنار، درخت کنار، درخت سدر away کنار، يکسو، بيک طرف border کنار، کران، لبه verge کنار، لب، شرف coast کنار، ساحل، سريدن lote کنار، درخت کنار، درخت سدر outskirts کنار، پيرامون، حومه حول و حوش side aisle کنار، راهرو off-side کنار lotos کنار (konar)، درخت کنار، درخت سدر waterfront اب کنار، اب نما، پيشرفتگي خشکي در اب riverside کنار رود، کرانه رود، زمين ساحلي riverbank رود کنار، ساحل رودخانه Strand کنار دريا، کرانه، ساحل ringside کنار رينگ، پهلوي رينگ، جلو صحنه limbo کنار دوزخ، برزخ، اعراف aside دريک کنار، جدا، آهسته seaside کنار دريا، لب دريا، قسمتي از شهر که روي ان بدريا است lotos eater کنار خوار، ادم خيالپرست وبيکاره وتنبل waterside کنار دريا، متعلق به کنار دريا shipside کنار کشتي، واقع در کنار کشتي. floret of ray گلچه کنار pleuron کنار پهنه