دیکشنری فارسی

dared

UKdɛəd USdɛəd

معنی فارسی

جرات کردن جرات داشتن جسارت کردن

ریشه و کاربرد

Verb

Past tense of 'dare'.

ریشه

From dare, Old English durran.

مثال

  • She dared to confront her fears.
  • They dared each other to go into the haunted house.
  • He dared to challenge the authority.

واژه‌های دیگر با معنی «جرات کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن