دیکشنری فارسی

suppurated

UKsʌpjureitid

معنی فارسی

چرک کردن چرک نشستن فساد جمع کردن

واژه‌های دیگر با معنی «چرک کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن