بیهوده کردن
معنی انگلیسی
foil repeal
واژههای انگلیسی با این معنی
- piddle کار بيهوده کردن، بيهوده وقت گذراندن، جيش کردن
- punk بيهوده صرف کردن، ضايع کردن، مفت فروختن
- fiddle ويولون ياکمانچه، کار بيهوده کردن، زرزرکردن
- piffle سخن بيهوده (گفتن)، کار بيهوده (کردن)
- frustrate خنثي کردن، هيچ کردن، بيهوده کردن
- dissipate پراکنده کردن، ازهم پاشيدن، دورکردن
- vapor املاي امريکايي vapour، بخار، دمه
- vaporish املاي امريکايي vapour، بخار، دمه
- ranten لفاظي کردن، ياوه سرايي کردن، بيهوده گفتن
- vapour بخار، دمه، مه
- gas گاز، هواي دم دار، بنزين
- fudge سرهم بندي کردن، ساختن، درست کردن
- sterilize سترون کردن، نازا کردن، بي بار يا بيحاصل کردن
- niggle بيهوده وقت گدراندن، وقت زياد در سر چيز هاي جزئي صرف کردن
- peddle دوره گردي کردن، وقت خود را بيهوده گذراندن، خرده فروختن
- hallucinate دچاروهم کردن، انديشه هاي بيهوده ايجادکردن درمغز (کسي)
- agonize بخود پيچيدن، تقلا کردن، بيهوده کوشيدن
- diddle فريب دادن، مغبون کردن، بيهوده وقت گذرانيدن
- dillydally اتلاف وقت کردن، بيهوده وقت گذراندن.