تراشیدن معنی انگلیسی carve lathe pare scale scrape واژههای انگلیسی با این معنی pare تراشيدن، غيار کردن، گرفتن scrape تراشيدن، خراشيدن، ستردن carve تراشيدن، بريدن، خردکردن dissevering تراشيدن، بريدن، خردکردن shave تراشيدن، از نزديک (چيزي) رد شدن وبه ان نخوردن، اصلاح کردن excoriate تراشيدن، خراشيدن، پوست (کسيرا) تراشيدن resect تراشيدن، اره کردن skive تراشيدن scabble ناصاف تراشيدن، داراي سطح زبر کردن carven اسم مفعول تراشيدن، دراوردن، ساختن undercutting of commutator تراشيدن جابه جاگر hew بريدن، تراشيدن، شکستن exfoliate ورقه ورقه شدن پوسته پوسته شدن، تراشيدن، پوست انداختن graven کندن، تراشيدن، نشاندن curettage بافت برداري، تراشيدن، بچه انداختن delete پاک کردن، تراشيدن، ستردن curette آلت تراش (در جراحي)، تراشيدن، پاک کردن scaling hammer چکش اسکراپ (دريايي)، وسيله تراشيدن رنگ جدار اشياء D. and C. = dilation and curettement، باز کردن گردن زهدان و تراشيدن ديواره رحم (کورتاژ) dub بازدن شمشيربشانه لقب دادن، درست کردن، تراشيدن erasable پاک کردن، خراشيدن، تراشيدن erase پاک کردن، خراشيدن، تراشيدن expunge پاک کردن، محوکردن، تراشيدن strum بناشي گري (ساز) زدن، بد (ساز) زدن، ته ديگ تراشيدن