تعدی معنی انگلیسی abuse aggression encroachment oppression outrage trespass واژههای انگلیسی با این معنی excessive use تعدي transitivity principle اصل تعدي، اصل سرايت پذيري، بر مبناي اين اصل منطقي چنانچه شق 1 بر 2 do injustice to تعدي کردن encroachment and waste تعدي و تفريط voluntary waste تعدي و تفريط در عين مستاجره يا ملک مورد، تصرف abusive تهمت، تعدي، ناسزاوار trepass تجاوز کردن، تعدي کردن، حد شکني کردن inroad تاخت و تاز، تهاجم، تعدي intrench بريدن، از هر سو داراي سنگر کردن، تعدي کردن aggro احساس پرخاشگري، ستيزگري، تعدي و تهاجم oppression ستم، ظلم، بيداد prepense دانسته، عمدي، قصدي entrenchment سنگربندي، سنگر، تجاوز oppress ستم کردن بر، ظلم کردن بر، جور کردن بر intrenchment سنگر، جان پناه، سنگر بندي invasion تاخت و تاز، هجوم، استيلا gripe محکم گرفتن، تنگ گرفتن، اندوهناک fuck گاييدن، سپوختن.، سر به سر گذاشتن inbreak تاخت و تاز، هجوم، تهاجم intrusion دخول سرزده، فضولي، تجاوز violence تندي، سختي، شدت