در...
معنی انگلیسی
within
واژههای انگلیسی با این معنی
- gateway در، دروازه، راهرو
- portal در، دروازه، سردر
- door در، راهرو
- therein در آن، در آنجا، از آن بابت
- nights در شب، شبها، بر شب
- lidless بي در، بي سرپوش، بي پلک
- basilar در بن، بنيادين
- exhaust-port در رو، مفر
- whereinto در آن
- makings در آمد، دخل، سود
- aimed at در جهت، به سوي، به سمت
- emergency door در خطر، خروجي خطر، در اضطراري
- stealthily در خفا، زير جلي، مخفيانه
- lio در پوش، سر پوش، پلک چشم.
- lidded در دار، سر پوش دار
- door lock قفل در، کليد خانه
- back of در پشت، پشت سر.
- instead در عوض، بجاي ان
- cross-bred در رگه، پيوندي
- tailored در خور، مناسب.
- adays در روز
- back door در عقب
- behind the door پشت در
- door furniture زيب در