دزدیدن معنی انگلیسی filch loot pinch poach purloin rob spoil steal thieve واژههای انگلیسی با این معنی hijack دزديدن، کالا ربايي کردن، سرقت مسلحانه کردن steal دزديدن، بسرقت بردن، بردن purloin دزديدن، ربودن، کش رفتن peculate دزديدن، اختلاس کردن purlion دزديدن، سرقت کردن nim دزديدن، کش رفتن. burglarize شبانه دزديدن، سرقت مسلحانه کردن. kidnap ربودن (بچه ها) دزديدن، بزوربردن ratten (کارگري را) بوسيله دزديدن يا خراب کردن، افزارش اذيت کردن plagiarize بناحق بخود نسبت دادن، دزديدن، انتحال کردن pilfer دله دزدي کردن، دزديدن، کش رفتن thieve دزدي کردن، دزديدن abduct ربودن، دزديدن (شخص)، دور كردن filch کش رفتن، بچابکي دزديدن hamster يکجورموش بزرگ که گونه هاي کيسه مانندبراي، دزديدن دانه واردارد lift بلند کردن، بالابردن، دزديدن picaroonp دزد، دزد دريايي، دزديدن pickaroon دزد، دزددريايي، دزديدن rob غارت کردن، چاپيدن، لخت کردن mouch تنبلانه، راه رفتن، دولادولاراه رفتن plumdered غارت، چپاول، تاراج plunder غارت، چپاول، تاراج