شکافتن معنی انگلیسی cleave cut incise rupture split wedge penetrate pierce rend rift rip slash واژههای انگلیسی با این معنی split شکافتن، شکستن، دو نيم کردن spall شکافتن، قاش کردن، شکستن splinter شکافتن، قاش کردن، شکستن cleave شکافتن، جداکردن، شکستن unsew شکافتن cleavage عمل شکافتن، شکافتگي، طرز شکافتن يابهم خوردن pierce the block شکافتن دفاع، آبشار محکم غيرقابل دفاع، (واليبال) iridotomy شکافتن عنبه، برش عنبيه breakthrough شکافتن (شطرنج) unseamn (از درز)شکافتن thoracotomy عمل جراحي شکافتن جدار سينه . rive شکستن، شکافتن، جدا کردن fission شکافتگي، شکافتن، انشقاق scarify تيغ زدن، از رو شکافتن، نشتر زدن caesarian زايمان از راه پاره کردن شکم مادر.، مربوط به عمل سزارين يا شکافتن رحم و، دراوردن بچه rift شکاف، دهنه، چاک penetract راه يافتن، نفوذ کردن، رخنه کردن fissure شکاف، چاک، شقاق rend پاره کردن، چاک زدن، دريدن penetrate راه يافتن، رخنه کردن، نفوذ کردن wedge گوه، گاوه، چوب شکاف