عزل معنی انگلیسی deposition واژههای انگلیسی با این معنی deposal عزل، اخراج، خلع removal from office عزل removability عزل پذيري، ناپايداري، امادگي براي برداشته شدن irremovably بطور عزل ناپذير، بطور غير قابل انتقال irremovability غير قابل عزل بودن، حالت چيزي يا کسي که از جاي خود برداشته نشود deposable معزول شدني، قابل عزل depone معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن depose معزول کردن، عزل نمودن، گواهي دادن irremovable معزول نشدني، غير قابل عزل، برداشته نشدني dethronement خلع، عزل از پادشاهي removal برداشت، برداشتن، عزل removable برداشته شدني، برداشتني، جداشدني remove برداشتن، از جابرداشتن، بلند کردن