نظر کردن
معنی انگلیسی
eye view
واژههای انگلیسی با این معنی
- express one's views اظهار نظر کردن
- make a comment اظهار نظر کردن
- reconcider تجديد نظر کردن در، بررسي کردن
- retry تجديد نظر کردن (در)، دوباره محاکمه کردن، دوباره ازمايش کردن
- revise تجديد نظر کردن (در)، اصلاح کردن، اصلاح کردن
- revisor تجديد نظر کردن (در)، اصلاح کردن، اصلاح کردن
- barometric leveling تراز کردن هواپيما از نظر فشار جو، تعادل بارومتري هواپيما
- lookup نگاه کردن، نظر کردن
- showing partial views اعمال نظر، اعمال نظر کردن
- renounce چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، دست کشيدن از
- forgo چشم پوشيدن، صرف نظر کردن از، ول کردن
- waive چشم پوشيدن از، صرف نظر کردن از، اسقاط کردن
- forgive بخشيدن، صرف نظر کردن از، گذشتن از
- forgiven بخشيدن، صرف نظر کردن از، گذشتن از
- abjeure با سوگند ترك كردن، صرف نظر كردن از، نقض عهد كردن
- bring forward معرفي کردن، توليد کردن، نظر کردن به
- prescind جدا کردن 7 مجزا کردن، تجريد کردن، قطع نظر کردن
- rethink بازانديشيدن، دوباره مورد تفکر قرار دادن، تجديد نظر کردن
- pourparley جلسه غير رسمي براي مذاکره در اطراف عهد، نامه يا موافقت نامه، تبادل نظر کردن.
- relive دوباره تجربه کردن، در ذهن مرور کردن، در نظر مجسم کردن
- reschedule دوباره برنامه ريزي کردن، دوباره قرار گذاشتن، در شرايط وام تجديد نظر کردن
- forebear نيا، جد، خود داري کردن
- overleap جستن از، جستن از روي، ول کردن
- relinguish رها کردن، ول کردن، ترک کردن