پوچ کردن
معنی انگلیسی
hollow
واژههای انگلیسی با این معنی
- debunk احساسات غلط و پوچ را از کسي دور کردن، کسي را اگاه و هدايت کردن، کم ارزش کردن.
- invalidate باطل کردن، پوچ کردن، بي اثر کردن
- invalidator باطل کردن، پوچ کردن، بي اثر کردن
- rescind بهم زدن، باطل ساختن، پوچ کردن
- rescindable بهم زدن، باطل ساختن، پوچ کردن
- irritate خشمگين کردن، از جادربردن، اتشي کردن
- vitiate فاسد کردن، تباه کردن، خراب کردن
- bullshit چرند، چرت و پرت، سخن پوچ
- daydream خيال باطل، افکار پوچ، خيال باطل کردن.
- vapor املاي امريکايي vapour، بخار، دمه
- vaporish املاي امريکايي vapour، بخار، دمه
- hollow پوک، ميالن تهي، گودافتاده
- vapour بخار، دمه، مه
- emptied تهي، خالي، اشغال
- emptier تهي، خالي، اشغال
- empties تهي، خالي، اشغال
- emptiest تهي، خالي، اشغال
- empty تهي، خالي، اشغال
- spume کف، سرجوش، ياوه