کتک زدن معنی انگلیسی beat flail maul paste thrash trounce واژههای انگلیسی با این معنی whack کتک زدن، محکم زدن، کتک fustigate کتک زدن، چوب زدن larrup کتک حسابي زدن، خوب شلاق زدن thwack باچوب پهن کتک زدن، زدن، پر کردن zonk ضربه زدن، کتک زدن، کوفتن battered زدن، کتک زدن، چوب زدن bdbeat زدن، کتک زدن، چوب زدن beat زدن، کتک زدن، چوب زدن belabored زدن، کتک زدن، چوب زدن battering زدن، کتک زدن، چوب زدن belaboring زدن، کتک زدن، چوب زدن drub زدن، کتک زدن، چوب زدن scourging زدن، کتک زدن، چوب زدن belabour امدن و رفتن، با دقت روي چيزي کار کردن، کتک زدن thrash کوبيدن، از پوست دراوردن، کتک زدن thrash or thresh کوبيدن، از پوست دراوردن، کتک زدن thresh کوبيدن، از پوست دراوردن، کتک زدن whop کوبيدن، از پوست درآوردن، کتک زدن bludgeon چماق، چوب سرکلفت، چماق زدن cudgel چماق، چوب، کتک belabor امدن و رفتن، با دقت روي چيزي کار کردن، شلاق زدن batteries قوه، پيل هاي الکتريک، اتشبار battery قوه، پيل هاي الکتريک، اتشبار belting محل بستن کمربند، زدن .، کمربند