گذشتن از
معنی انگلیسی
overrun
واژههای انگلیسی با این معنی
- overpass گذشتن از، گذراندن، تجاوز کردن
- overgo گذشتن از، تجاوزکردن از، برتري پيدا کردن
- outrun گذشتن از، تجاوزکردن از، دردو
- filrate از صافي گذشتن، از صافي گذراندن.
- overlook ناديده گذشتن از، نديدن، ملتفت نشدن
- overlookedoverlooking ناديده گذشتن از، نديدن، ملتفت نشدن
- pass shooting شکار مرغابي هنگام گذشتن از بالاي موضع، شکارچي
- forereach فرا رسيدن به، گذشتن از
- intercross از ميان يکديگر گذر کردن، از هم گذشتن، تقاطع کردن
- interpenetrate در هم نفوذ کردن، از هم گذشتن، نفوذ کردن در
- overstep تجاوز کردن، در گذشتن از
- overridden سواره رفتن از، سواره گذشتن از، در برداشتن
- override سواره رفتن از، سواره گذشتن از، در برداشتن
- overrode سواره رفتن از، سواره گذشتن از، در برداشتن
- forgive بخشيدن، صرف نظر کردن از، گذشتن از
- forgiven بخشيدن، صرف نظر کردن از، گذشتن از
- skim کف گرفتن از، سر شيرگرفتن از، سبک گذشتن از
- ignorable ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از
- ignore ناديده پنداشتن، چشم پوشيدن از، ناديده گذشتن از
- remit بخشيدن، آمرزيدن، عفو کردن
- intersect از ميان بردن، از وسط قطع کردن، تقسيم کردن
- perforate سوراخ کردن، سفتن، منگنه کردن
- overleap جستن از، جستن از روي، ول کردن
- stride شلنگ برداشتن، شلنگ زدن، گام (برداري)