برداشتن معنی انگلیسی ablate peck pickup removal remove subtract take واژههای انگلیسی با این معنی removably برداشتن، از جابرداشتن، بلند کردن remove برداشتن، از جابرداشتن، بلند کردن unbridle برداشتن، ول کردن، لگام گسيخته کردن sublate برداشتن، منکر شدن، تغيير شکل يافتن. ingather برداشتن، جمع کردن، خرمن برداشتن ingether برداشتن، جمع کردن، خرمن برداشتن unmuffle برداشتن، بيپوشش کردن bear off برداشتن، دور کردن reload برداشتن include در برداشتن، شامل بودن، متضمن بودن overstride گام برداشتن، شلنگ انداختن، فراتر رفتن panhysterosalpingo-oophorectomy برداشتن رحم، گردن رحم، لوله رحمي و تخمدان ها. desist دست برداشتن، دست کشيدن stride شلنگ برداشتن، شلنگ زدن، گام (برداري) clearance برداشتن مانع، رفع موانع، واريزي demountable قابل برداشتن، قابل انتقال picturize فيلم برداشتن egun اسلحه برداشتن obviate از ميان برداشتن، از ميان بردن، رفع کردن obviator از ميان برداشتن، از ميان بردن، رفع کردن feet پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن footings پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن footlessly پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن foots پاچنگال برداشتن، پازدن، قدم زدن