تابیدن معنی انگلیسی beam curl radiate spin واژههای انگلیسی با این معنی glow تابيدن، قرمزشدن، سوختن incandescing تابيدن، قرمزشدن، سوختن coruscate تابيدن، برق زدن، درخشيدن phosphoresce تابيدن، بدون گرماي محسوس eradiate تابيدن، پرتوافکندن overshine تابيدن بر، درخشيدن بر splice بهم تابيدن، با هم متصل کردن، بهم پيوستن opalesce مانندرنگين کمان (يا قوس و قزح) تابيدن incandescent light روشنائي سفيد (که از زيادگرم شدن و تابيدن، چيزي پيدا شودچون چراغ برق) stoke ( 1) آتش کردن (در)، تابيدن، سوخت انداختن (در) glint برق زدن، تابيدن، درخشيدن slub پشم نيم ريسته، تابيدن، نيمه ريستن yarn نخ (تابيده)، نخ بافندگي - نخ تابيدن، نخ ريسيدن shimmer کورکور کردن، بطور نامنظم شعله دادن يا روشنايي ضعيف تابيدن irradiate درخشان کردن، منور کردن، روشن کردن irradiator درخشان کردن، منور کردن، روشن کردن gleam روشنايي ضعيف، پرتواني، روشنايي دادن throw انداختن، پرت کردن، افکندن twine نخ قند، حلقه، پيچ combusting شعله، علو، شور flame شعله، علو، شور braid قيطان، گلابتون، مغزي