تجاوز کردن معنی انگلیسی encroach impinge invade overstep poach transgress violate واژههای انگلیسی با این معنی trepass تجاوز کردن، تعدي کردن، حد شکني کردن trespass تجاوز کردن، حد شکن، متخلف exeed تجاوز کردن، اضافه شدن از overstep تجاوز کردن، در گذشتن از violate تجاوز کردن از، تخلف کردن از، شکستن violative تجاوز کردن از، تخلف کردن از، شکستن infringe upon تجاوز کردن به outstep تجاوز کردن از outwalk بيشتر راه رفتن از، تجاوز کردن از overpass گذشتن از، گذراندن، تجاوز کردن overshoot بالاتر زدن، خطا کردن، تجاوز کردن از infract شکستن، نقص کردن، تخلف کردن از intrench بريدن، از هر سو داراي سنگر کردن، تعدي کردن infringe شکستن، نقص کردن، تخلف کردن از impinge خوردن، برخورد کردن، تصادف کردن break شکستن، خردکردن، جداکردن breakout شکستن، خردکردن، جداکردن abuse بد بكار بردن، بد استعمال كردن، سو استفاده كردناز dishonor ننگ، ننگين کردن، ابروريزي