گوش کردن
معنی انگلیسی
hear
واژههای انگلیسی با این معنی
- grift گوش بري کردن.
- auscultation گوش کردن صداهاي اندروني بدن
- plegaphonia گوش کردن صداي سينه هنگام دق خشکناي
- tight end مهاجم گوش مامور سد کردن و دريافت توپ، (فوتبال آمريکايي)
- triangulate سه گوش کردن براي نقشه برداري يا مساحي، به قطعات سه گوش تقسيم کردن
- hear شنيدن، گوش کردن، گوش دادن به
- listen گوش دادن، گوش کردن، پذيرفتن
- harken گوش دادن (به)، گوش کردن (به)
- hearken گوش دادن (به)، گوش کردن (به)
- honeycomb شانه عسل، ارايش شش گوش خانه خانه کردن.
- swindle گول زدن، مغبون کردن، گوش بري کردن
- obey اطاعت کردن، فرمانبرداري کردن، حرف گوش کردن
- jib بادبان سه گوش جلو کشتي، لب زيرين، دهان
- scam کلاهبرداري، گوشبري، شيادي
- shear چيدن، لخت کردن، گوش (کسي را) بريدن
- intend قصد کردن، قصد داشتن، خيال داشتن
- fraud فريب، حيله، کلاه برداري
- ear-mark داغ گوش، نشان (درگوش گوسفند وجانوران ديگر)، نشان کردن
- gill گوش ماهي، نفس کش، گوشت زيرگلوي مرغ
- defraud گول زدن، فريب دادن، گوش (کسي را) بريدن
- gore خون بسته، تکه سه گوش، تکه
- eavesdrop گوش ايستادن، استراق سمع کردن
- auscultate گوش دادن، معاينه کردن.